أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
335
آثار الباقيه ( فارسى )
و پرتاب كنى و ارش برپاخواست و برهنه شد و گفت اى پادشاه و اى مردم بدن مرا ببينيد كه از هر زخمى و جراحتى و علتى سالم است و من يقين دارم كه چون با اين كمان اين تير را بيندازم پارهپاره خواهم شد و خود را تلف خواهم نمود ولى من خود را فداى شما كردم سپس برهنه شد و به قوت و نيرويى كه خداوند به او داده بود كمان را تا بناگوش خود كشيد و خود پارهپاره شد و خداوند باد را امر كرد كه تير او را از كوه رويان بردارد و به اقصاى خراسان كه ميان فرغانه و طبرستان است پرتاب كند و اين تير در موقع فرود آمدن به درخت گردوى بزرگى گرفت كه در جهان از بزرگى مانند نداشت و برخى گفتهاند از محل پرتاب تير تا آنجا كه افتاد هزار فرسخ بود و منوچهر و افراسياب به همين مقدار زمين باهم صلح كردند و اين قضيه در چنين روزى بود و مردم آن را عيد گرفتند . منوچهر و ايرانيان را در اين حصار كار سخت و دشوار شده بود بقسمى كه ديگر بآرد كردن گندم و پختن نان نمىرسيدند زيرا طول مىكشيد و گندم و ميوه - هاى كال را كه هنوز نرسيده بود مىپختند و بدين جهت پختن ميوه و گندم در اين روز رسم شده و برخى گفتهاند كه روز پرتاب كردن تير اين روز بوده كه روز تير مىباشد كه تيرگان كوچك است و روز چهاردهم آنكه شش روز است كه تيرگان بزرگتر باشد و در اين روز خبر آوردند كه تير بكجا افتاده و در اين روز مردم آلات طبخ و تنورها را مىشكنند زيرا در اين روز بوده كه از افراسياب رهايى يافتند و هريك به كار خود مشغول شدند . سبب دوم آنست ( دهوفذيه ) كه معناى آن حفظ دنيا و حراست است و فرمانروايى در آن و ( دهقنه ) كه معناى آن عمارت دنيا و زراعت و قسمت آن است باهم توأماند كه عمران دنيا و قوام عالم بدانهاست و فساد عالم با اين دو اصلاح مىپذيرد و كتابت در تلو آن و مقترن به اين دو مىباشد اما دهوفذيه از هوشنگ صادر شده و دهقنه را برادر ديگر او رسم نموده و نام اين روز تير است كه عطارد باشد كه ستاره نويسندگان است و در اين روز بود كه هوشنگ نام برادر خود را بزرگ